توانستیم دهم تا پانزدهم در مشهد باشیم. این یادداشت را شانزدهم نوشتم اما میسر نشد نشرش تا امروز.
توانسيم چند روزي را به مشهد برويم. با جواد شمس و مجتبي جاوداني ديداري تازه شد. مثل هر مشهد رفته اي جاهاي خاصي را رفتيم و چون خيلي به جاهاي ديگر رفته بوديم خيلي از جاها را نرفتيم تا بتوانيم زياد در حرم باشيم اما كم شد. نماز ظهر و عصر ديروزم را زير نقاره خانه و در هنگام نقاره زدن خواندم.
حرم جايي ديگر است. آستانه ي يار علوي؛ زيباي معنوي. اگر امامان نور واحدند زيارت يكي زيارت با همه است و چه خوب بود زيارتمان، زيارت با ائمه. جلوي ضريح خلوت تر بود امسال گويا كه من راحت به دم ضريح آقا رسيدم. بازوان مردم مانع نزديك شدن مي شود. چون شعله اي كه مي سوزد و تو را مي كشاند و ديگران را هم. جذابيتي است توصيف ناپذير همراه با عشقي صميمانه و ابهتي مهربان. غريبي .كه بوي رسول دارد و امامان. پسري براي فاطمه و علي. حرم جايي ديگر است كانوني براي خودو ديگران. هر چند انحصاري عيني را ببيني اما مي داني كانون نور با اين تلق ها ديگرگون نمي شود. بالاخره توانستم به آستانه ي ضريح برسم و دردهاي دلم را و عرض حالم را خدمت آقا بيان كنم. هرچند از اين جا هم مي شنوند آقا.
«یک زن مسلمان، در مبارزات انتخاباتی مجلس دانمارک» شرکت کرده است.(به نقل از روزنامه اعتماد امروز) او بایک حجاب کامل در صحنه ی عمومی حاظر می شود و مبارزان عراقی علیه اشغالگران را مبارزین آزادی می خواند و جالب اینکه سربازان دانمارکی نیز در عراق هستند. خانم اسما عبدالحمید از طرف حزب سبزها و سوسیالیست ها در انتخابات شرکت نموده است. این فعال عرب از مبارزه ی مسلمانان لبنان و فلسطین نیز دفاع کرده است. حضور مسلمانان در یک دموکراسی نشان دهنده روحیه ی سیاسی مسلمانان است. آزادی" دیگران" در غرب در حالی صورت می گیرد که همه ی مسلمانان در جوامع اسلامی آزاد (به لحاظ سیاسی و اجتماعی) نیستند.
دوسال پیش خانم عبدالحمید از دست دادن با اعضا شورای شهر خودداری نمود و در یک برنامه تلوزیونی در نقد کاریکاتور ها به عنوان مجری حضور یافت. این آزادی نشان دهنده ی آن است که غرب یک کل یکپارچه نیست و در پاره ای از کشور ها حقوق "دیگری" به واقع پذیرفته شده است. این کاندیدای مجلس دانمارک سربازان دانمارکی را با سربازان نازی مقایسه می کند و در عین حال خود را در چارچوب قانون اساسی دانمارک می داند چرا که خواستار کشتن سربازان دانمارکی نشده است.
از این مطلب مسرورم که مسلمانان حتی در بلاد غرب نیز وظیفه امر به معروف و نهی از منکر دست نمی شویند و قوانین شرع انور را اجرا می کنند. اين خانم مسلمان در حالي در دانمارك حجاب خود رابه دقت رعايت مي كند كه در ايران عده اي با ارائه ي چهره ي غير رحماني از اسلام موجبات دين گريزي را از اسلام فراهم مي كنند.
به راستی آیا هویت اسلامی توانایی سازگاری هرچه کاملتر با دموکراسی را ندارد؟ ترکیه را هم ضمنا نگاه کنید. پيش روي به حاكميت اسلام با رضايت مردم و آزادي احزاب گويا سازگارتر است و پايايي بيشتري نيز بايد داشته باشد.
|
اخراج دانشجو،مزدي براي انتقاد براي رشيد اسماعيلي |
دانشجويان همواره در راه حق طلبي كوشيده اند. محتواي جنبش دانشجويي طيفي بوده است از انديشه هاي متفاوت اما صداقت دانشجويان در پي گيري اهداف و عقايد شاخصه فعل دانشجويي بوده است. از آن جا كه دانشجويان هيچ ابزاري جز قلم و بيان خود ندارند تعامل رياست دانشگاه و حكومت با ايشان مي تواند ميزان دموكراسي و جمهوريت باشد.
پس از عيد امسال دانشگاه ما هرينه هاي نا ه جايي را به دانشجويان تحميل كرد. اين ماجرا تا آنجا پيش رفت كه خبر اخراج عده اي از دانشجويان بر افواه افتاد و از اين ميان رشيد اسماعيلي را نيز از جمله اين دانشجويان مي خواندند. رشيد اسماعيلي دانشجوي مقطع كارشناسي ارشد حقوق بشر در سطح دانشگاه دو ترم تعليق مي شود و اين حكم نهايت حكمي است كه كميته ي انظباطي دانشگاه به دانشجويي بدهد. حكم اخراج منوط به حكم كميته ي انظباطي مركزي است كه مستقز در وزارت علوم است اين در حالي است كه ايشان تنها چند واحد تا اخذ مدرك خود داشتند. سوال اساسي اين جاست كه آيا اين شيوه ي برخورد شيوه اي انظباطي است؟
برخورد با رشيد اسماعيلي جاي ترديدي نمي گذارد كه برخورد با دانشجويان به هيچ وجه انضباطي نبوده و رنگ انتقام و كينه جويي دارد. دانشجويي كه تنها چند واحداش باقي مانده است تا مدركش را اخذ نمايد مگر چه بي انضباطي كرده است كه بايد حق تحصيلش گرفته شود. ايشان اگرچه عضو انجمن اسلامي نبوده اند اما براي برگزاري انتخابات اين تشكل در تجمعات تشكيل شده شركت كرده اند و نيز در چند تجمع به گفتن نظرات خود پرداخته اند.با نگاهي به مقررات انضباطي دانشجويان مي بينيم كه جرم هايي مثل سرقت از خوابگاه در دفعات متعدد، قتل، اعمال منافي عفت كه دانشجو در مراجع قضايي محكوم شده باشد و همكاري با گروه هاي غير قانوني خارج از دانشگاه مجازات اخراج را در پي دارد و
قانونگذار حكم اخراج را به همين راحتي شايسته مجرم دانشجو نداسته است. حال چه مي شود كه دانشجويي تنها به خاطر فعاليت سياسي هزينه و مجازاتي چنين سنگين بايد بپردازد.
ريشه ي اين حكم در مخالفت با انتقاد است. رشيد اسماعيلي و دوستان تعليقي تنها در صدد خواست حق تشكيلات دانشجويي بودند و تنها جرم ايشان اقدام تماميت خواهانه مديريت دانشگاه بوده است. آيا نقد عملكرد دانشگاه يعني متهم شدن به «عدم رعایت مقررات دانشگاه،برهم زدن نظم دانشگاه،فعالیت وتبلیغ به نفی گروه هاو مکاتب الحادی». اگر اين گونه است پس تحسين عملكرد دانشگاه يعني رعايت مقررات دانشگاه، كمك در ايجاد نظم دانشگاه، فعاليت و تبليغ بر ضد گروه ها و مكاتب الحادي. انتقاد در دانشگاه جز وظايف ذاتي دانشجو و استاد است و انتقاد يعني نشان دادن كاستي. رشيد اسماعيلي هيچگاه پاي از ميدان انتقاد نه تنها بر عملكرد دانشگاه كه نسبت به بازيگران حوزه عمومي پس نكشيده است و براي ما شاهدان، نه تنها جوابي براي انتقادات خويش نيافته بلكه با شديد ترين فشار هاي ممكن در دانشگاه روبرو بوده است. صحبت از روش برخورد است و نه از اينكه او چه مي گويد. اين در مرحله دوم است.
اين درد را كجا بايد گفت كه دانشجو و انسان حقوقي دارد. حقوقي اولا سياسي، كه اين حقوق را هم متن مقدس هم سنت شريف نبوي و علوي و نيز عقل انساني مهر تاييد مي زند. به راستي تا به كي دانشجو بايد سكوت پيشه كند و به راستي تا به كجا عده اي محق هستند دانشجويي را كه منتقد رويه هاي ناصحيح است مخالف نظام و ملحد و مرتد قلمداد نمايند و رفتاري را با او در پيش بگيرند كه قانون براي قاتلين پيش بيني كرده است. براستي آيا صادر كنندگان حكم اخراج (احتمالي) ياراي جوابگويي را در محكمه خداوند متعال خواهند داشت. براستي معناي مهرورزي يعني برخورد حداكثري با دانشجويي كه جز قلم وحنجره اش براي انتقاد چيزي ندارد. اين حكم اما مزدي بود براي انتقاد، انتقادي كه حق مسلم هر انسان است و تكليف هر مومن.
جایگاه بی مقدار دهن کجی به آزادی
در هیچ زندانی در بند نمی شود و با هیچ ارعابی پس نمی کشد: آزادی.
هفته پیش اعلام شد که موظب باشید ها اس ام اس هایتان را می خوانیم و آخر هفته اعلام شده جمعیتی دیگر از اساتید را از دانشگاه بیرون کرده اند. اما آیا آزادی را کشته اند یا توانسته اند ذره ای از آزادی بکاهند. آزادی مفهومی است که نمی میرد و هدف مخالفان آزادی این است که مطالبه نشود. اما این اقدامات همه این اقدامات در سراسر کشور تنها دهن کجی به آزادی است. او نه می میرد و نه کاسته می شود.
آری عده ای روشنفکر به درک مفهوم آزادی رسیده اند و مطالبه اش می کنند اما مهم این است که مردم مطالبه نکنند و نخواهند آزادی را. ارزشی که هر گاه متوجه اش شده اند تحول ایجاد شده است. برابری خوب است اما این آزادی است که ما را متوجه او می کند آزادی از این دگم و باور که حقمان است همین! بسیاری به خاطر انقلاب و بعد جنگ سکوت کردند و از حقشان گذشتند اما اینک در ۲۹ سال پس از انقلاب می توانند بگویند که الان نه جنگ است و نه زمان انقلاب حقمان کو؟ نفت در بالاترین قیمت کل تاریخش است و این همه وعده داده ای، حقمان کو؟! مسئله نه چندان اقتصادی نیست اگر چه جلوه اصلی اش اقتصادی است. من می توانم بپرسم اصل ۱۵ قانون اساسی چرا اجرا نمی شود؟ حقمان، پس، کو؟
این یعنی آزادی، پرسش بی دغدغه در باب برابری. البته آزادی برای من مفهومی عام تر نیز دارد. آزادی از قیود انسانی و دنیایی برای انتخاب دینداری. اما آزادی به معنای سیاسی و اجتماعی لازمه آزادی وجودی نوع انسان است. انسان دغدغه های اساسی دارد که دائم ما را رنج می دهد و اگر مسائل زیستی و سیاسی حل شود می توان به آن رسید از این روست که سعادت انسان از مزرعه مبارزه و اصلاح اجتماع می گذرد او قرار است در جامعه اصلاح شده به فلاح برسد و نه در کویر تنهایی.
دهن کجب به آزادی نتیجه ای ندارد. اینکه قوانین مدافع حقوق زنان موجود را با مصوبه دولت حذف کنیم دهن کجی به آزادی است. دهن کجی به آزادی تنها سرشت دهان کج کنندگان را می نمایاند. انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی در مقابل دهن کجی پهلوی خائن به آزادی بود. اینک مدافعان انقلاب متوجه شده اند که عده ای از انقلاب دفاع نمی کنند بلکه دارند ضربه می زنند.
آقای عزیز، استادانمان را بیرون کردید. دوستانمان را از تحصیل معلق نمودید. عده ای از دوستان را نیز در بند کردید. همشهریانمان را به خاطر مطالبه حقوق خود در قانون اساسی و فرهنگ در معرض نابودی شان در مضیقه آزادی گذاشتید.روزنامه های محبوبمان را بستید. خیلی کارها کردید آقای عزیز. حتی از اسلام و دین در جهت اهدافتان که من نمی دانم چیست خرج کردید. اما تنها و تنها به آزادی این ارزش متعالی بشری و موهبت الهی، دهن کجی کرده اید.
اخراج بشیریه، کزازی، سمتی و چند استاد دیگر
سایت «روز» روز پنجشنبه در گزارشی خبر از آن داد که در آستانه سال تحصیلی جدید و بازگشایی دانشگاهها و مراكز آموزش عالی دور جدید پاكسازی و اخراج استادان دانشكدههای مختلف آغاز شده است.
محتوای این گزارش که منابع خبری نوروز نیز آن را تایید کرده اند، از این قرار است: مسئولان دانشگاه علامه طباطبائی و دانشگاه تهران، پیشگام آغاز تصفیه اساتید دگراندیش و اصلاحطلب پیش از آغاز ترم پائیزهستند. پیشبینی میشود این سیاست که از«بالا» طراحی و ابلاغ شده، تا پیش از شروع سال تحصیلی جدید، از سوی روسای دیگر مراكز آموزش عالی هم به مورد اجرا گذارده شود.
بر اساس احكام رسمی صادره برای اساتید دانشگاههای علامه طباطبائی و تهران، یا ابلاغیههای رسمی و غیررسمی ارائه شده به این گروه از اساتید، آنان تصفیه و اخراج و یا با بازنشستگی پیش از موعد مواجه شدهاند. گفته میشود طی دو هفته گذشته ۱۵ نفر از استادان باتجربه دانشكدههای مختلف دانشگاه علامه طباطبایی، از جمله دكتر میرجلال الدین كزازی استاد رشته ادبیات، كه مورد توجه دانشجویان بودهاند، از كار بركنار شدهاند.
احكام اخراج جمعی از اساتید دانشگاه تهران از جمله آقایان حسین بشیریه، سعید شاهنده و
هادی سمتی نیز اخیرا از جانب عمید زنجانی امضا و به آنان ابلاغ شده است. مبنای حكم صادره برای این سه استاد دانشكده علوم سیاسی، اتهام «غیبت غیرموجه» یك ساله بوده است. آن ها متهم هستند كه یك یا دو ترم بیش از فرصت مطالعاتی یكساله خود، در دانشگاههای خارجی به مطالعه و تدریس اشتغال داشتهاند. گفته میشود فشارهایی بر برخی از دیگر اساتید پاكسازی شده وارد آمده تا از علنی كردن احكام خود بپرهیزند.
عمید زنجانی رئیس دانشگاه تهران سال گذشته در اقدامی مشابه حدود ۵۰ تن از اساتید دانشكدههای مختلف را به بهانه های گوناگون، از جمله بازنشستگی پیش از موعد، از كادر آموزشی دانشگاه تهران كنار گذاشت.
رئیس دانشگاه تربیت مدرس نیز در دو ترم تحصیلی گذشته تعدادی از روسای دانشكدهها، مسئولان گروه های آموزشی و استادان خوش سابقه و محبوب دانشكدههای مختلف را بركنار و یا تصفیه كرد. از جمله این موارد اخراج محسن كدیور از دانشكده فلسفه دانشگاه تربیت مدرس بود كه پس از برخوردهای چند مرحلهای اولیه، از جمله كنار گذارده شدن از مسئولیت دانشكده، گروه علمی و… صورت گرفت. با اساتید اصلاحطلب و دگراندیش دیگری چون مسعود غفاری، هاشم آقاجری، حاتم قادری، سعید حجاریان و…طی سال تحصیلی گذشته برخورد حذفی صورت گرفته است.
geyıt ğə ğənə
ürəgim çırpınır sənə
yol lar ğözümü
tikip ğənə sənə
geyıt ğə ğənə
مي خوانيم و مي بينيم كه گه گاه از اقوام و دانشجويان و زنان و معلمان و كارگران عده اي روانه زندان مي شوند و برخي سازمان هاي قانوني با تعطيلي مواجه مي شود. آيا بستن فضا دردرون به نفع منافع ملي است و آيا جمهوري اسلامي از اين اقدامات ضربه نمي بيند؟ بهانه اي كه آمريكا و قدرتهاي همسو با او دستمايه اظهار نظر در مورد ايران قرار مي دهند اين گونه دستگيري هاست. اما آيا با دادن آزادي به مجامع و تشكل ها بهانه ي فقدان آزادي از بين نمي رود. بايد دشمنان را خلع سلاح كرد و اين تنها با احترام به منتقد دروني است. كساني كه منتقد سياسي هستند بايد بتوانند به بيان آراء خود بپردازندو مهمتر از اينان جمعيت هايي در جامعه هستند كه واقعا از تبعيضات و نارسايي ها رنج مي برند. چهاشكالي دارد كه اينها بتوانند مطالبات خود را بخواهند.
دادن آزادي به گروهاي اجتماعي هيچ يك از هنجار هاي سياسي را نمشكند و تنها باعث مي شودانتقاد از حاكمان باعث اصلاح آنان گردد. اصلاح حاكمان از وظايف مردمان است و اصل امر به معروف ونهي از منكر به رسميت شناسنده ي انتقاد مردم از حاكم است. انتقاد از حاكم حتي در زمان حكومت پيامبر و امام علي (ع) و ديگر خلفاي راشدين به رسميت شناخته شده بود. تنها مرز گويا كشتن حاكم بود يا به تعبير امروز براندازي بود. امام علي (ع) در مورد انتقاد از عثمان مانعي براي انتقاد نبود بلكه مانعي براي كشتن وي بود. مطالبات اجتماعي توان حل شدن در درون ساختار فعلي سياسي دارد. مثلا مشكل ترك ها و كردها را ببينيد كه در اصل ۱۵ قانون اساسي اين ها مي توانند به زبان و ادبيات خود بياموزند و از زبان و فرهنگ مادري محافظت كنند اما متاسفانه عده اي با كساني كه تقاضاي اجراي قانون اساسي را دارند برخورد مي كنند. دولت و حكومت بايد پاسخگو ي به مردم باشد و گرفتن فعالان اجتماعي حذف پرسش است نه پاسخ.
آري كمي آزادي به نفع پيشرفت و ترقي مملكت ماست و اين راعقل ناقص ما به ما مي آموزد.

