سرما خورده ام . گنجي اسفند آزاد مي شود .چند ردوز كه خانواده به مياندوآب رفته بود با مهران هژبر و ميثم رضواني بوديم مرتضي هم آمد به حسينيه ارشاد رفتيم .
پدر و مادر امروز مي آيند . از كلاس دومي ها امتحان سختي گرفتم چرا كه سر كلاس صداي ماشين در مي آوردند من هم نمي دانستم كه كيه . مي خوام انتقام بگيرم.
حالم خوش نيست شايد اين متن حاصل هزيان هاي دوران سرماخوردگيه.
این متن را دوست عزیزی م . ه نوشته برای سر مقاله فصل نو شماره جدید . مناسب دانستم در وب لاگ هم بیاید:
يكي بود ، يكي نبود ، نه بگذار بگويم هيچ كس نبود . سراسيمه و حيران به مناسبات آشفته ي اجتماع خويش پاگذاشتيم . چوب بد تربيتي نظام متحجر آموزشي بر تنمان ردي از تحقير و سكوت و رضايت و حماقت خويش به جاي گذاشته بود . نسلي كه با لالايي توپ و خمپاره ، ضجه و فرياد ، به خواب رفت ، و وقتي بيدار شد ، بار ويراني ها و تهديد ها را بايد به دوش مي كشيد . نسلي بي بضاعت كه نخواستنند ميراث دار آرمان هاي عدالت ، آزادي و رهايي شد . و سخني اگر بود سخن تأييد و هويتي اگر بود جيره خوار رشادت نسل پيش .
ادامه مطلب
در آستانه ی سالگرد انقلابی که مطهری اش می گفت حتی مارکسیست ها می توانند کرسی دانشگاه داشته باشند دکتر مرتضی مردیها از دانشگاه اخراج می شود. این اخراج مصداقی دیگر است از سرکوب و تمامیت طلبی نظم موجود . این اخراج رویه ی آینده ی دانشگاه هاست . آغاز انقلاب فرهنگی دوم است. در یک کلام ظلم است.
با فشار های وارده به کارگران شکنجه های موجود در سراسر ایران این بار اخراج استادی و تهاجمی دیگر . حلقه دارد تنگ تر می شود . نخواهیم گذاشت به سادگی این کار را بکنند . نخواهیم گذاشت حلقه را هر طور که خواستند تنگش کنند. بر ویرانه خواهیم نشاندشان .
مرتضی مردیها استادی که دیروز در دولت خاتمی در دانشکده ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه درسهایش را گرفته بودند امروز اخراج می کنند . استادی که از افتخارات دانشگاه تخصصی علوم انسانی بود امروز از دانشگاهش محروم می سازند اجازه نمی دهیم با اساتیدمان اینگونه برخورد شود . اجازه نمی دهیم علوم انسانی را علوم حکومتی کنند.
